الشيخ حسين المظاهري

9

اسلام، آيين رستگارى (فارسى)

نكته‌اى كه بايد به آن توجّه داشته باشيم اين است كه : چون در اين جهان هستى ، حيات ، قدرت ، علم ، شعور ، اراده و مانند اين‌ها حكمفرماست ، پس بايد واجب‌الوجودى كه هستىبخش اين جهان است نيز داراى كلّيهء اين فضائل باشد : ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش ؟ بنابر اين ، اينكه گفته شده منشأ اين جهان مادّه و انرژى است و همان واجب الوجود است ، علاوه بر اينكه دليلى ندارد و قرآن شريف نيز آن را تخيّل و گمانى بيش نمىداند ، « 1 » دليل بر ردّ آن نيز وجود دارد و آن اينكه مادّه و انرژى و مانند اين‌ها كه علم ، قدرت ، شعور ، حيات ، اراده و . . . ندارند ، چگونه مىتوانند جهانى سراسر علم ، قدرت ، شعور ، حيات ، اراده و . . . خلق كنند ؟ 1 - 2 اثبات توحيد « توحيد » ، اوّلين اصل از اصول دين و به معناى يكتايى خداوند متعال است . در فصل‌اوّل دلايل وجود خداوند را بيان كرديم و در اين فصل به بيان دلايل يكتايى خداوند مىپردازيم . از ميان ادلّهء فراوان توحيد ، سه دليل را بر مىگزينيم : الف ) برهان فطرت انسان همانگونه كه در بن‌بست‌ها اصل وجود خدا را مىيابد و او را مىخواند ، همچنين در مىيابد كه او يكى است . شنيده نشده است كسى در حال اضطرار به دو مبدأ فيض دهنده و به دو پناهگاه پناه ببرد و به عبارت ديگر ،

--> ( 1 ) جاثيه / 24 : « وَ قالُوا مَا هىَ إلّا حَياتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إلّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إنْ هُمْ إلّا يَظُنُّونَ » ؛ كافران گفتند : زندگى ما چيزى جز زندگى همين دنيا نيست كه مىميريم و زنده مىشويم ( گروهى مىروند و گروهى مىآيند ) و جز طبيعت ما را هلاك نمىكند ، اين سخن نه از روى علم است ، بلكه گمانى بيش نيست .